فرهنگ آریان‌پور

گیر دادن

#۱۷۲٬۳۴۳

معنی‌های انگلیسی
۱

engage

به کار گماشتن، گرفتن، استخدام کردن، نامزد کردن، متعهد کردن، از پیش سفارش دادن، مجذوب کردن، درهم انداختن، گیر دادن، گرو گذاشتن، گرودادن، ضامن کردن، عهد کردن، قول دادن

۲

betray

تسلیم دشمن کردن، خیانت کردن به، فاش کردن