فرهنگ آریان‌پور

گیر افتادن - درهم -

#۱۷۲٬۳۳۴

معنی‌های انگلیسی
۱

mesh

سوراخ تور پشه بند، سوراخ، چشمه، شبکه، تنیده، بافته به دام انداختن، گیر انداختن، شبکه ساختن، تور ساختن، جور شدن، درهم گیر افتادن (مثل دنده هاى ماشین)، تور مانند یا مشبک کردن

۲

pleach

درهم بافتن، درهم پیچیدن، درهم گیر افتادن