فرهنگ آریان‌پور

گیر - خرده -

#۱۷۲٬۲۸۹

معنی‌های انگلیسی
۱

knocker

زننده، کوبنده، آدم خرده گیر، مزاحم

۲

censorious

خرده گیر، عیب جو، عیب جویانه

۳

faultfinder

منقد، عیب جو، خرده گیر