گیجی
#۱۷۲٬۲۶۶
acedia
گیجى، سستى، رخوت، حالت خلسه
confusion
گیجى، اشتباهى گرفتن، آسیمگى، پریشانى، درهم و برهمى، اغتشاش، دست پاچگى
bafflement
گیجى، دست پاچگى
distraction
گیجى، حواس پرتى، دیوانگى dizziness
befuddlement
گیجى، فریفتگى، مستى
bewilderment
گیجى، سردرگمى، بهت، حیرت، درهم ریختگى، اغتشاش، بى ترتیبى
stupor
خرفتى، بى حسى، کند ذهنى، گیجى، بلاهت، بهت
idlesse
(idleness =) ـ بیکارى تنبلى، بطالت، بیهودگى، گیجى، کند ذهنى
idleness
(idlesse =) ـ بیکارى تنبلى، بطالت، بیهودگى، گیجى، کند ذهنى
amusement
سرگرمى، تفریح، گیجى، گمراهى، فریب خوردگى، پذیرایى، نمایش
fog
مه، تیرگى، ابهام، تیره کردن، مه گرفتن، مه آلود بودن
daze
گیج کردن، خیرگى، (در اثر ضربت یا سرما یا نور زیاد و غیره)
haze
مه کم، بخار، ناصافى یا تیرگى هوا، ابهام، گرفته بودن، مغموم بودن، روشن نبودن مه، موضوعى (براى شخص)، متوحش کردن، زدن، بستوه آوردن، سرزنش کردن spaceiness
fuddle
گیج کردن، سردرگم و هاج و واج شدن، دائم الخمر بودن giddiness