فرهنگ آریانپور
گیج شدن
#۱۷۲٬۲۴۲
dizzy
گیج، دچار دوران سر، گیج شدن
mammer
بالکنت گفتن، من من کردن، گیج شدن
stick
(past: stuck ; past participle: stuck) ـ چسبیدن، فرورفتن، گیر کردن، گیر افتادن، سوراخ کردن، نصب کردن، الصاق کردن، چوب، عصا، چماق، وضع، چسبندگى، چسبناک، الصاق، تاخیر، پیچ درکار، تحمل کردن، چسباندن، تردید کردن، وقفه
puzzle
گیچ کردن، آشفته کردن، متحیر شدن، لغز، معما، چیستان، جدول معما