فرهنگ آریانپور
گیج
#۱۷۲٬۲۳۳
dizzy
گیج، دچار دوران سر، گیج شدن
giddy
گیج، بى فکر، دوار، مبتلا به دوار سر، متزلزل
astonied
گیج، بى حس، کر
confused
گیج (شده)، دست پاچه، سراسیمه، درهم
distrait
گیج، سربهوا
slaphappy
گیج (در اثر مشت خوردن)، سرمست، از خود بى خود، بى مهابا spacedout
hare brained
گیج، سبک مغز، دیوانه، بى پروا، وحشى
absent minded
گیج، پریشان خیال، حواس پرت، پریشان فکر
gid
سرگیجه گوسفند و امثال آن، گیج، احمق
muzzy
گرفته، گیج
woozy
بیمار، کسل، گیج و منگ خودمانی
astray
گمراه، سرگردان، منحرف، بیراه، گیج
deuced
(confounded , darned =) ـ مضطرب، پریشان، گیج، سر در گم
flyaway
شل و ول، سبک، گیج، فرار، فرارى