فرهنگ آریان‌پور

گیج

#۱۷۲٬۲۳۳

معنی‌های انگلیسی
۱

dizzy

گیج، دچار دوران سر، گیج شدن

۲

giddy

گیج، بى فکر، دوار، مبتلا به دوار سر، متزلزل

۳

astonied

گیج، بى حس، کر

۴

confused

گیج (شده)، دست پاچه، سراسیمه، درهم

۵

distrait

گیج، سربهوا

۶

slaphappy

گیج (در اثر مشت خوردن)، سرمست، از خود بى خود، بى مهابا spacedout

۷

hare brained

گیج، سبک مغز، دیوانه، بى پروا، وحشى

۸

absent minded

گیج، پریشان خیال، حواس پرت، پریشان فکر

۹

gid

سرگیجه گوسفند و امثال آن، گیج، احمق

۱۰

muzzy

گرفته، گیج

۱۱

woozy

بیمار، کسل، گیج و منگ خودمانی‌

۱۲

astray

گمراه، سرگردان، منحرف، بیراه، گیج

۱۳

deuced

(confounded , darned =) ـ مضطرب، پریشان، گیج، سر در گم

۱۴

flyaway

شل و ول، سبک، گیج، فرار، فرارى