فرهنگ آریان‌پور

اب دادن

#۱۷۲

معنی‌های انگلیسی
۱

temper

آب دادن (فلز)، درست ساختن، درست خمیر کردن، ملایم کردن، معتدل کردن، میزان کردن، مخلوط کردن، مزاج، حالت، خو، خلق، قلق، خشم، غضب

۲

water

آب، آبگونه، پیشاب، مایع، آب دادن

۳

drench

خیساندن، نوشانیدن، آب دادن

۴

irrigate

آبیارى کردن، آب دادن (به)

۵

quench

فرو نشاندن، دفع کردن، خاموش کردن، اطفا