فرهنگ آریانپور
اب دادن
#۱۷۲
temper
آب دادن (فلز)، درست ساختن، درست خمیر کردن، ملایم کردن، معتدل کردن، میزان کردن، مخلوط کردن، مزاج، حالت، خو، خلق، قلق، خشم، غضب
water
آب، آبگونه، پیشاب، مایع، آب دادن
drench
خیساندن، نوشانیدن، آب دادن
irrigate
آبیارى کردن، آب دادن (به)
quench
فرو نشاندن، دفع کردن، خاموش کردن، اطفا