فرهنگ آریان‌پور

گویی - بذله -

#۱۷۱٬۹۵۱

معنی‌های انگلیسی
۱

wit

هوش، قوه تعقل، لطافت طبع، مزاح، بذله گویى، دانستن، آموختن

۲

jest

لطیفه، بذله، شوخى، بذله گویى، خوش طبعى، طعنه، گوشه، کنایه، عمل، کردار، طعنه زدن، تمسخر کردن، استهزاء کردن، به بازى گرفتن، شوخى کردن، مزاح گفتن

۳

jocose

شوخ، شنگ، شوخى آمیز، فکاهى، بذله گویى

۴

waggery

شوخى، بذله گویى، شوخى شیطنت آمیز، متلک

۵

witticism

بذله گویى، لطیفه، شوخى، لطیفه گویى، مسخره

۶

pleasantry

لطیف طبعى، بذله گویى، شوخى