فرهنگ آریان‌پور

گویک

#۱۷۱٬۹۳۰

معنی‌های انگلیسی
۱

lump

قلنبه، کلوخه، گره، تکه، درشت، مجموع، آدم تنه لش، توده، دربست، یکجا، قلنبه کردن، توده کردن، بزرگ شدن

۲

womb

آبسته، زهدان، بچه دان، رحم، شکم، بطن، پروردن