فرهنگ آریانپور
گوی
#۱۷۱٬۸۵۶
orb
جسم کروى، گوى، عالم، احاطه کردن، به دور چیزى گشتن، به دور مدار معینى گشتن، کروى شدن
ball
گلوله، گوى، توپ بازى، مجلس رقص، رقص، ایام خوش، گلوله کردن، گرهک
clew
گلوله کردن، به شکل کلاف یا گلوله نخ درآمدن، گلوله نخ، گره، گوى
clue
گلوله کردن، به شکل کلاف یا گلوله نخ درآمدن، گلوله نخ، گره، گوى، (clew) کلید، راهنما، اثر، نشان، مدرک
globe
کره، گوى، حباب، زمین، کره خاک، کروى کردن، گرد کردن
sphere
کره، گوى، جسم کروى، فلک، گردون، دایره، محیط، مرتبه، حدود فعالیت، دایره معلومات، احاطه کردن، به صورت کره درآوردن
puck
جن، بچه شیطان، سیخونک زدن