فرهنگ آریان‌پور

انجام شده - دست -

#۱۷٬۱۸۴

معنی‌های انگلیسی
۱

handy

با دست انجام شده، دستى، دم دست، آماده، موجود، قابل استفاده، سودمند، چابک، چالاک، ماهر، استاد در کار خود، روان، بسهولت قابل استفاده، سهل الاستعمال

۲

handwork

با دست انجام شده، یدى، دستى، دستکارى