فرهنگ آریان‌پور

گوه

#۱۷۱٬۸۲۱

معنی‌های انگلیسی
۱

chock

گوه (goveh)، تکه چوبى که چرخ یا چلیکى را از غلتیدن باز مى دارد، از حرکت بازداشتن، (با چوب) محکم کردن، محکم، سفت، کیپ

۲

wedge

گوه، گوه (goveh)، با گوه نگاه داشتن، با گوه شکافتن، از هم جدا کردن

۳

gad

جاد فرزند یعقوب و زلفه، سیخک، سیخ، دیلم، گوه، نیزه، سنان، میله، اندازه گیرى طول، شلاق سیخى، به خدا، ترا به خدا، میله زدن به، با میله بستن، با میخ محکم کردن، هرزه گردى کردن

۴

gib

قلاب، پشت بند، میخ، گوه، گربه نر، پیر زن، با پشت بند و میخ یا گوه محکم کردن، با قلاب محکم کردن، گربه صفت بودن

۵

cleat

میخ ته کفش هاى ورزشى، گوه، گیره، با گوه و گیره محکم کردن

۶

quoin

سنگ زاویه، سنگ نبش، آجر نبش، کنج، سنگ نبش گذاشتن، گوه، گوشه

۷

slice

برش، قاش، تکه، باریکه، باریک، گوه، سهم، قسمت، تیغه گوشت برى، قاش کردن، بریدن، قاچ، قاچ کردن

۸

shim

خط سفید پیشانى اسب، نظر، یک نگاه، توفال، بیلچه، بیلچه زدن، هموار کردن

۹

spigot

توپى، لب لوله که در لوله دیگرى جا مى افتد، شیر آب، سوراخ گیر