فرهنگ آریانپور
گوناگون
#۱۷۱٬۷۷۵
sundry
گوناگون، متفرقه، مخلفات
diverse
گوناگون، مختلف، متغیر، متمایز
variate
گوناگون، مختلف کردن
various
گوناگون، مختلف، چندتا، چندین، جورواجو
multifarious
گوناگون، متعدد، بسیار، داراى انواع مختلف
miscellaneous
گوناگون، متفرقه
pied
ابلق، رنگارنگ، گوناگون، پرنده رنگارنگ
protean
شبیه Proteus، متغیر، شکل پذیر، گوناگون، متلون
multiple
چندین، متعدد، مضاعف، چندلا، گوناگون، مضرب، چند فاز، مضروب، چندگانه، چند برابر
sundries
متفرقه، گوناگون
varietal
متنوع، داراى تنوع، گوناگون، پر از تنوعات
variform
داراى چندین شکل، گوناگون، مختلف الشکل
varied
تغییردادن، عوض کردن، دگرگون کردن، متنوع ساختن، تنوع دادن به، فرق داشتن، تغییر کردن، تغییر داد
assorted
جور شده، همه فن حریف، همسر، یار، درخور، مناسب
checkered
شطرنجى، به شکل شطرنجى ساختن یا علامت گذاردن، شطرنجى کردن، نوعى بازى شبیه جنگ نادر، چکرز
different
متمایز، متفاوت
variegated
رنگارنگ کردن، خال خال کردن، جورواجور کردن، متنوع کردن