فرهنگ آریان‌پور

گوناگون

#۱۷۱٬۷۷۵

معنی‌های انگلیسی
۱

sundry

گوناگون، متفرقه، مخلفات

۲

diverse

گوناگون، مختلف، متغیر، متمایز

۳

variate

گوناگون، مختلف کردن

۴

various

گوناگون، مختلف، چندتا، چندین، جورواجو

۵

multifarious

گوناگون، متعدد، بسیار، داراى انواع مختلف

۶

miscellaneous

گوناگون، متفرقه

۷

pied

ابلق، رنگارنگ، گوناگون، پرنده رنگارنگ

۸

protean

شبیه Proteus، متغیر، شکل پذیر، گوناگون، متلون

۹

multiple

چندین، متعدد، مضاعف، چندلا، گوناگون، مضرب، چند فاز، مضروب، چندگانه، چند برابر

۱۰

sundries

متفرقه، گوناگون

۱۱

varietal

متنوع، داراى تنوع، گوناگون، پر از تنوعات

۱۲

variform

داراى چندین شکل، گوناگون، مختلف الشکل

۱۳

varied

تغییردادن، عوض کردن، دگرگون کردن، متنوع ساختن، تنوع دادن به، فرق داشتن، تغییر کردن، تغییر داد

۱۴

assorted

جور شده، همه فن حریف، همسر، یار، درخور، مناسب

۱۵

checkered

شطرنجى، به شکل شطرنجى ساختن یا علامت گذاردن، شطرنجى کردن، نوعى بازى شبیه جنگ نادر، چکرز

۱۶

different

متمایز، متفاوت

۱۷

variegated

رنگارنگ کردن، خال خال کردن، جورواجور کردن، متنوع کردن