فرهنگ آریان‌پور

گول زدن

#۱۷۱٬۷۴۶

معنی‌های انگلیسی
۱

cuittle

گول زدن، ریشخند کردن، غلغلک دادن

۲

bamboozle

گول زدن، ریشخند کردن

۳

defrauder

گول زدن، فریبکار

۴

con

از بر کردن، دانستن، مخفف کلمه عامیانه confidence، اعتماد، گول زدن، مخالف، پیشوند به معانى " با " و " با هم "

۵

cully

آدم گول خور، رفیق، جفت، گول زدن، مغبون کردن

۶

befool

دست انداختن، مسخره کردن، گول زدن، تحمیق کردن

۷

cajole

ریشخند کردن، گول زدن، چاپلوسى، گول

۸

chouse

گول خور، گول زدن

۹

doodle

ابله، گول زدن، فریفتن، سر و صدا کردن واژه هاى شامل

۱۰

deceive

فریفتن، فریب دادن، گول زدن، اغفال کردن، مغبون کردن

۱۱

defraud

فریب، گول زدن، کلاهبردارى کردن

۱۲

do

(past: did ; past participle: done) ـ کردن، عمل کردن، انجام دادن، کفایت کردن، این کلمه در ابتداى جمله به صورت علامت سوال مى آید، فعل معین

۱۳

skin

پوست، چرم، جلد، پوست کندن، با پوست پوشاندن، لخت کردن skin خودمانی‌

۱۴

take

(past: took ; past participle: taken) ـ گرفتن، ستاندن، لمس کردن، بردن، برداشتن، خوردن، پنداشتن

۱۵

diddle

فریب دادن، مغبون کردن