گول
#۱۷۱٬۷۳۲
bilk
گول، کلاه سر (کسى) گذاشتن، از پرداخت (وجهى) طفره زدن، چرند
gull
(جانور شناسى) یاعو، مرغ نوروزى، نوعى رنگ خاکسترى کمرنگ، (سابقا) حریصانه خوردن، بلعیدن، حفر کردن، آدم ساده لوح و زود باور، گول، گول زدن، مغبون کردن، گود کردن
jape
فریب، لطیفه، گول، شوخى، دست انداختن شخص، طعنه، فریب دادن، لطیفه زدن، مسخره کردن، گمراه کردن، جماع کردن
crimp
چین، طره، جعد موى، مانع، چروکیدن، چین چین و موجدار کردن، پیچش و انقباض عضله درخواب، اغوا کردن، گول
cajole
ریشخند کردن، گول زدن، چاپلوسى، گول
humbug
فریب، حیله، گول، شوخى فریب آمیز، فریب دادن، بامبول زدن
cajolery
(cajolement =) ـ ریشخند، گول، دست بسر کردن
illusion
فریب، گول، حیله، خیال باطل، وهم
deception
نیرنگ، فریب، گول، حیله، فریب خوردگى، اغفال
dope
پیش بینى کردن، آگاهى، داروى مخدر، دارو دادن، تخدیر کردن dope خودمانی
cuckoo
(جانور شناسى) فاخته، صداى فاخته درآوردن، دیوانه
muggins
یک جور بازى دومینو، یک جور بازى
chicanery
حیله بازى، ضد و نقیض گویى، مغالطه
loggerhead
احمق، کله خشک، (جانور شناسى) لاک پشت دریایى، نوعى اردک دریایى، انواع مرغان مگس خوار، (گیاه شناسى) نوعى آفت پنبه، گیاهان جنس قنطوریون (centaurea) عامیانه