فرهنگ آریان‌پور

انجام رساندن - به -

#۱۷٬۱۷۱

معنی‌های انگلیسی
۱

outwork

بیشتر کار کردن از، به انجام رساندن، سنگر خارجى

۲

process

مراحل مختلف چیزى، پیشرفت تدریجى و مداوم، جریان عمل، مرحله، دوره عمل، طرز عمل، تهیه کردن، مراحلى را طى کردن، به انجام رساندن، تمام کردن، فرا گرد، فراشد، روند، فرآیند، پردازش کردن

۳

complete

کامل، تمام، کامل کردن، انجام دادن، به انجام رساندن

۴

accomplish

انجام دادن، به انجام رساندن، وفا کردن (به)، صورت گرفتن

۵

follow out

به انجام رساندن، اخذ نتیجه، دنبال کردن