فرهنگ آریان‌پور

گوشه

#۱۷۱٬۶۳۹

معنی‌های انگلیسی
۱

nook

گوشه، قطعه زمین پیش آمده، برآمدگى

۲

angle

گوشه، زاویه، کنج، قلاب ماهى گیرى، با قلاب ماهى گرفتن، (مجازى) دام گستردن، دسیسه کردن، تیزى یا گوشه هر چیزى

۳

cantle

گوشه، تکه، قاش

۴

corner

گوشه، نبش، کنج، گوشه دار کردن، گوشه گذاشتن به

۵

jest

لطیفه، بذله، شوخى، بذله گویى، خوش طبعى، طعنه، گوشه، کنایه، عمل، کردار، طعنه زدن، تمسخر کردن، استهزاء کردن، به بازى گرفتن، شوخى کردن، مزاح گفتن

۶

lobe

نرمه (مثل نرمه گوش)، آویز، بخش پهن و گردى که به چیزى آویخته یا پیش آمده باشد، لخته، گوشه، بخشى از عضله یا مغز

۷

quip

کنایه، گوشه، مزه ریختن، طعنه، بذله، طنز، لطیفه، طعنه زدن، ایهام گفتن

۸

cant

اصطلاحات مخصوص یک صنف یا دسته، زبان دزدها و کولى ها، طرزصحبت، زبان ویژه، مناجات، گوشه دار، وارونه کردن، ناگهان چرخانیدن یا چرخیدن، باناله سخن گفتن، بالهجه مخصوصى صحبت کردن، خبرچینى کردن، آواز خواندن، مناجات کردن

۹

quoin

سنگ زاویه، سنگ نبش، آجر نبش، کنج، سنگ نبش گذاشتن، گوه، گوشه