فرهنگ آریانپور
گوشخراش
#۱۷۱٬۶۱۵
earsplitting
گوشخراش
stridulous
(stridulatory =) ـ داراى صداى گوشخراش، گوشخراش
stridulatory
(stridulous =) ـ داراى صداى گوشخراش، گوشخراش
harsh
تند، درشت، خشن، ناگوار، زننده، ناملایم
raspy
داراى صداى گوش خراش
jangle
جنجال، قیل و قال، داد و بیداد، غوغا، جنجال کردن، داد و بیداد کردن، غوغا کردن
blatant
پر سر و صدا، شلوغ کننده، خودنما، خشن، رسوا
grating
چارچوب آهنى، شبکه، پنجره، تیز و دلخراش، گوشت ریز، ساینده
strident
گوش خراش، داراى صداى مزاحم
discordant
ناسازگار، ناموزون، مغایر
stentorian
خیلى بلند (در مورد صدا)، صدا بلند، رسا