فرهنگ آریان‌پور

گوشخراش

#۱۷۱٬۶۱۵

معنی‌های انگلیسی
۱

earsplitting

گوشخراش

۲

stridulous

(stridulatory =) ـ داراى صداى گوشخراش، گوشخراش

۳

stridulatory

(stridulous =) ـ داراى صداى گوشخراش، گوشخراش

۴

harsh

تند، درشت، خشن، ناگوار، زننده، ناملایم

۵

raspy

داراى صداى گوش خراش

۶

jangle

جنجال، قیل و قال، داد و بیداد، غوغا، جنجال کردن، داد و بیداد کردن، غوغا کردن

۷

blatant

پر سر و صدا، شلوغ کننده، خودنما، خشن، رسوا

۸

grating

چارچوب آهنى، شبکه، پنجره، تیز و دلخراش، گوشت ریز، ساینده

۹

strident

گوش خراش، داراى صداى مزاحم

۱۰

discordant

ناسازگار، ناموزون، مغایر

۱۱

stentorian

خیلى بلند (در مورد صدا)، صدا بلند، رسا