فرهنگ آریانپور
گوشتالو
#۱۷۱٬۵۹۴
plump
گوشتالو، فربه، چاق و چله، فربه ساختن، گوشتالو کردن، چاق شدن، صداى تلپ تلپ، محکم افتادن یا افکندن
pulpy
گوشتالو، کاغذى
rotund
گوشتالو، خپله، تپل، گلوله وار، پر آب و تاب
fubsy
چاق و چله، گوشتالو، کوتاه و کلفت، قوز کرده
obese
فربه، گوشتالو، چاق
podgy
خپله، چاق، گوشتالو
pudgy
خپله، چاق، گوشتالو
pursy
(pussy =) ـ فربه، گوشتالو، ثمین، چاق، تنگ نفس
brawny
پرعضله، گوشتالو، ماهیچه دار، نیرومند، قوى، سفت
chubby
خپله، چاق، گوشتالو، پهن رخسار
fleshy
فربه، گوشتالو، گوشتى، گوشتدار، بى استخوان
berried
حبه دار، گوشتالو
corpulent
فربه، تنومند، گوشتالو، جسیم
fat
فربه، چاق، چرب، چربى، چربى دار، چربى دار کردن، فربه یا پروارى کردن
full
انباشته، تمام، پر، لبریز، کامل (مثل ماه)، بالغ، رسیده، پرى، سیرى، پر کردن، پرشدن، (در بازى پوکر) فول، آکنده، مملو، کامل واژه هاى شامل
beefy
گوشت آلو، چاق، فربه
fattish
چاق، متمایل به چاق