فرهنگ آریان‌پور

گوشتالو

#۱۷۱٬۵۹۴

معنی‌های انگلیسی
۱

plump

گوشتالو، فربه، چاق و چله، فربه ساختن، گوشتالو کردن، چاق شدن، صداى تلپ تلپ، محکم افتادن یا افکندن

۲

pulpy

گوشتالو، کاغذى

۳

rotund

گوشتالو، خپله، تپل، گلوله وار، پر آب و تاب

۴

fubsy

چاق و چله، گوشتالو، کوتاه و کلفت، قوز کرده

۵

obese

فربه، گوشتالو، چاق

۶

podgy

خپله، چاق، گوشتالو

۷

pudgy

خپله، چاق، گوشتالو

۸

pursy

(pussy =) ـ فربه، گوشتالو، ثمین، چاق، تنگ نفس

۹

brawny

پرعضله، گوشتالو، ماهیچه دار، نیرومند، قوى، سفت

۱۰

chubby

خپله، چاق، گوشتالو، پهن رخسار

۱۱

fleshy

فربه، گوشتالو، گوشتى، گوشتدار، بى استخوان

۱۲

berried

حبه دار، گوشتالو

۱۳

corpulent

فربه، تنومند، گوشتالو، جسیم

۱۴

fat

فربه، چاق، چرب، چربى، چربى دار، چربى دار کردن، فربه یا پروارى کردن

۱۵

full

انباشته، تمام، پر، لبریز، کامل (مثل ماه)، بالغ، رسیده، پرى، سیرى، پر کردن، پرشدن، (در بازى پوکر) فول، آکنده، مملو، کامل واژه هاى شامل

۱۶

beefy

گوشت آلو، چاق، فربه

۱۷

fattish

چاق، متمایل به چاق