فرهنگ آریان‌پور

گوشت سرخ کرده

#۱۷۱٬۵۲۰

معنی‌های انگلیسی
۱

fry

زاده، تخم، فرزند، حیوان نوزاد، جوان، گروه، گوشت سرخ کرده، بریانى، سرخ کردن، روى آتش پختن، تهییج، سوزاندن