فرهنگ آریان‌پور

گوشاب

#۱۷۱٬۴۲۶

معنی‌های انگلیسی
۱

soup

آشامه، آبگوشت، سوپ

۲

stock

ذخیره، حاضر، موجود، دم دست، درانبار، آماده، موجودى کالا، کنده، تنه، ته ساقه، قنداق تفنگ، پایه، دسته ریشه، نیا، سرمایه، مواشى، پیوندگیر، موجودى، مایه، سهام، به موجودى افزودن انبار کردن، ذخیره کردن