فرهنگ آریانپور
انجام پذیر
#۱۷٬۱۲۸
executable
اجرا پذیر، قابل اجرا، انجام پذیر
doable
کردنى، شدنى
possible
شدنى، ممکن، امکان پذیر، میسر، مقدور، امکان
workable
کارکن، عملى، قابل اعمال، کار کردنى
practical
عملاً، درعمل، تقریبا، درواقع، در معنى، مى توان گفت