فرهنگ آریان‌پور

اتش زدن

#۱٬۷۱۲

معنی‌های انگلیسی
۱

ignite

آتش زدن، روشن کردن، گیراندن، آتش گرفتن، مشتعل شدن

۲

burn

(past: burned, burnt ; past participle: burned, burnt) ـ سوزاندن، آتش زدن، سوختن، مشتعل شدن، در آتش شهوت سوختن، اثر سوختگى

۳

fire

آتش، حریق، (علوم نظامى) شلیک، (مجازى) تندى، حرارت، آتش زدن، افروختن، تفنگ یاتوپ را آتش کردن، بیرون کردن، انگیختن

۴

alight

روشن، شعله ور، سوزان، سبک کردن، راحت کردن، تخفیف دادن، روشن کردن، آتش زدن، برق زدن، پیاده شدن، فرود آمدن

۵

deflagrate

سوزانیدن، آتش زدن

۶

torch

مشعل، چراغ قوه، مشعل دار کردن

۷

light

به سبکى، آهسته، یواش، کم، به چابکى، تند، با خونسردى، از روى بى علاقگى

۸

kindle

روشن شدن، گرفتن، برافروختن