گودال
#۱۷۱٬۱۷۱
fovea
گودال، حفره، فرو رفتگى، (به معانى fossa مراجعه شود)
cavity
گودال، کاوى، کاواک، حفره، کرم خوردگى دندان
pit
چال، چال دار کردن، گودال، حفره، چاله، سیاه چال، هسته آلبالو و گیلاس و غیره، به رقابت واداشتن، هسته میوه را درآوردن، در گود مبارزه قرار دادن
foss
چال، خندق، گودال
swag
تاب خوردن تلوتلو خوردن، بنوسان درآوردن، تاب دادن، غارت، گودال، استخر، کوله پشتى
fossa
(کالبد شکافى، گیاه شناسى) گودال، حفره، فرو رفتگى، روزنه
fosse
چال، خندق، گودال
grave
قبر، گودال، سخت، بم، خطرناک، بزرگ، مهم، موقر، سنگین، نقش کردن، تراشیدن، حفر کردن، قبر کندن، دفن کردن
sinus
(کالبد شکافى) درون حفره هاى پیشانى و گونه ها، معصره، ناسور، گودال، کیسه، حفره، مو، جیب
cavern
غار، حفره زیرزمینى، مغاک، چال، گودال، حفره
graben
فرو زمین، نهر، گودال، فرو رفتگى در پوسته زمین
trench
چال، جان پناه، خندق، گودال، سنگر، استحکامات خندقى، شیار طولانى، کندن، خندق زدن
vesicle
کیسه کوچک، آبدانک، تاولچه، گودال
sinkhole
چاه فاضل آب، گودال، منجلاب، تله پول
sump
چاه یا انبار فاضل آب، استخر آب کثیف، لجن و کثافت، مخزن واژه هاى شامل
pothole
گودى یا دست انداز (راه)، چالاب، سوراخ گرد بر روى سنگفرش، حفره
depression
تو رفتگى، گود شدگى، فرودافت، کسادى، تنزل، افسردگى، پریشانى