فرهنگ آریان‌پور

گود کردن

#۱۷۱٬۱۶۲

معنی‌های انگلیسی
۱

deepen

گود کردن، گود شدن

۲

gull

(جانور شناسى) یاعو، مرغ نوروزى، نوعى رنگ خاکسترى کمرنگ، (سابقا) حریصانه خوردن، بلعیدن، حفر کردن، آدم ساده لوح و زود باور، گول، گول زدن، مغبون کردن، گود کردن

۳

dinge

ضربت، فرو رفتگى سطح، گود کردن

۴

scoop

چمچه، ملاقه، خاک انداز، کج بیل، اسباب مخصوص در آوردن چیزى (شبیه قاشق)، ملاقه زنى، حرکت شبیه چمچه زنى، به قدر یک چمچه، بیرون آوردن، گود کردن، کندن

۵

pockmark

جاى آبله، آبله گون کردن، گود کردن

۶

rake up

لخت کردن، گود کردن