فرهنگ آریانپور
گود
#۱۷۱٬۱۴۷
deep
گود، ژرف، عمیق
ring
(past: rang ; past participle: rung) ـ حلقه، زنگ زدن، احاطه کردن، محفل، گروه، انگشتر، میدان، عرصه، گود، جسم حلقوى، طوقه، صحنه ورزش، چرخ خوردن، حلقه زدن، گرد آمدن، زنگ اخبار، صداى زنگ تلفن، طنین، ناقوس ring deepset
arena
پهنه، میدان مسابقات (در روم قدیم)، عرصه، گود، (کشتى گیرى یا مبارزه)، صحنه، آرن
cuppy
فنجانى، گود، مقعر
dished
مقعر، گود
hollow
پوک، میان تهى، گود افتاده، گود شده، تهى، پوچ، بى حقیقت، غیر صمیمى، کاواک، خالى کردن
low
خوار، دون، پست، صغیر، افتاده، فروتن، بى ادب، به طور پست