فرهنگ آریان‌پور

گود

#۱۷۱٬۱۴۷

معنی‌های انگلیسی
۱

deep

گود، ژرف، عمیق

۲

ring

(past: rang ; past participle: rung) ـ حلقه، زنگ زدن، احاطه کردن، محفل، گروه، انگشتر، میدان، عرصه، گود، جسم حلقوى، طوقه، صحنه ورزش، چرخ خوردن، حلقه زدن، گرد آمدن، زنگ اخبار، صداى زنگ تلفن، طنین، ناقوس ring deepset

۳

arena

پهنه، میدان مسابقات (در روم قدیم)، عرصه، گود، (کشتى گیرى یا مبارزه)، صحنه، آرن

۴

cuppy

فنجانى، گود، مقعر

۵

dished

مقعر، گود

۶

hollow

پوک، میان تهى، گود افتاده، گود شده، تهى، پوچ، بى حقیقت، غیر صمیمى، کاواک، خالى کردن

۷

low

خوار، دون، پست، صغیر، افتاده، فروتن، بى ادب، به طور پست