فرهنگ آریانپور
گواه بودن برجرم
#۱۷۱٬۰۷۵
warp
تار (در مقابل پود)، ریسمان، پیچ و تاب، تاب دار کردن، منحرف کردن، تاب برداشتن
stumble
لغزیدن، سکندرى خوردن، سهو کردن، تلوتلو خوردن، لکنت داشتن، اتفاقا برخوردن به
incriminate
مقصر قلمداد کردن، به گناه متهم کردن، گرفتار کردن، تهمت زدن به، گناهکار قلمداد نمودن