فرهنگ آریان‌پور

گواه بودن برجرم

#۱۷۱٬۰۷۵

معنی‌های انگلیسی
۱

warp

تار (در مقابل پود)، ریسمان، پیچ و تاب، تاب دار کردن، منحرف کردن، تاب برداشتن

۲

stumble

لغزیدن، سکندرى خوردن، سهو کردن، تلوتلو خوردن، لکنت داشتن، اتفاقا برخوردن به

۳

incriminate

مقصر قلمداد کردن، به گناه متهم کردن، گرفتار کردن، تهمت زدن به، گناهکار قلمداد نمودن