فرهنگ آریان‌پور

گهگاه

#۱۷۰٬۹۶۶

معنی‌های انگلیسی
۱

occasionally

گهگاه، گاه و بیگاه، بعضى از اوقات

۲

rarely

بندرت، کم، کمتر، ندرت، استثنایى، به طور فوق العاده، با مهارت کمیاب

۳

seldom

بسیار کم، بندرت، خیلى کم، ندرتاً

۴

sometimes

گاهى، بعضى اوقات، بعضى مواقع، گاه به گاهى

۵

infrequent

کم، نادر، کمیاب infrequently

۶

occasional

وابسته به فرصت یا موقعیت، مربوط به بعضى از مواقع یا گاه و بیگاه

۷

periodically

دوره اى، نشریه دوره اى، گاهنامه، نوبتى، مجله یا نشریه