فرهنگ آریان‌پور

گه

#۱۷۰٬۹۵۸

معنی‌های انگلیسی
۱

shit

(past: shitted, shat ; past participle: shitted, shat) ـ ریدن، گه، ان، عن

۲

turd

سنده، گه، پشکل

۳

damn

لعنت کردن، لعنت، فحش، بسیار، خیلى

۴

feces

مدفوع انسان و حیوان

۵

stool

چارپایه، عسلى، کرسى، صندلى مستراح فرنگى، مدفوع، پیخال، سکوب، ادرار کردن

۶

excrement

نجاست، مدفوع، پس مانده، فضله، زوائد

۷

evacuation

تخلیه، تهى سازى، برون برى