فرهنگ آریانپور
گندیدن
#۱۷۰٬۹۳۶
putrefy
گندیدن، متعفن شدن، پوسیدن، فاسد شدن، چرک نشستن، چرک کردن، گنداندن
fester
چرک، فساد، چرک کردن، گندیدن
rot
پوسیدن، ضایع شدن، فاسد کردن
decay
پوسیدگى، فساد، زوال، خرابى، تنزل، پوسیدن، فاسد شدن، تنزل کردن، منحط شدن، تباهى، محو شدن، تباه شدن
decompose
از هم پاشیدن، تجزیه کردن، متلاشى شدن