فرهنگ آریان‌پور

گندیدن

#۱۷۰٬۹۳۶

معنی‌های انگلیسی
۱

putrefy

گندیدن، متعفن شدن، پوسیدن، فاسد شدن، چرک نشستن، چرک کردن، گنداندن

۲

fester

چرک، فساد، چرک کردن، گندیدن

۳

rot

پوسیدن، ضایع شدن، فاسد کردن

۴

decay

پوسیدگى، فساد، زوال، خرابى، تنزل، پوسیدن، فاسد شدن، تنزل کردن، منحط شدن، تباهى، محو شدن، تباه شدن

۵

decompose

از هم پاشیدن، تجزیه کردن، متلاشى شدن