فرهنگ آریان‌پور

گنده

#۱۷۰٬۹۱۷

معنی‌های انگلیسی
۱

whopper

گنده، (در گویش) از اندازه بزرگتر، عظیم، ساختگى

۲

huge

سترگ، کلان، گنده، تنومند، بزرگ جثه

۳

massive

بزرگ، حجیم، عظیم، گنده، فشرده، کلان

۴

big

بزرگ، با عظمت، سترک، ستبر، آدم برجسته، آبستن، داراى شکم برآمده

۵

fat

فربه، چاق، چرب، چربى، چربى دار، چربى دار کردن، فربه یا پروارى کردن

۶

jack

خرک (براى بالا بردن چرخ)، جک اتومبیل، (در ورق بازى) سرباز، جک زدن

۷

long

دراز، طولانى، طویل، مدید، کشیده، دیر، گذشته از وقت اشتیاق داشتن، میل داشتن، آرزوى چیزى را داشتن، طولانى کردن، (در شعر) مناسب بودن واژه هاى شامل

۸

jumbo

درشت، بزرگ، آدم تنومند و بدقواره، جانور غول آسا

۹

large

وسیع، جادار، پهن، درشت، لبریز، جامع، کامل، سترگ، بسیط، بزرگ، حجیم، هنگفت

۱۰

lumping

قلنبه، کلوخه، گره، تکه، درشت، مجموع، آدم تنه لش، توده، دربست، یکجا، قلنبه کردن، توده کردن، بزرگ شدن

۱۱

thumping

ضربت، با چیز پهن و سنگین (مثل چماق) زدن، صداى تلپ، با صداى تلپ تلپ زدن یاراه رفتن

۱۲

whacking

صداى کتک زدن، صداى اصطکاک، صداى ضربت، ضربت، سهم، زدن، محکم زدن، تسهیم کردن whack خودمانی‌ humongous

۱۳

whopping

به طور قاطع شکست دادن، تند حرکت کردن، بتندى افتادن یازدن، شلپ شلپ کردن، پیش افتادن از، ضربه، وزش

۱۴

thundering

تندر، آسمان غرش، رعد، رعد زدن، آسمان غرش کردن، با صداى رعد آسا ادا کردن