فرهنگ آریان‌پور

گندمه

#۱۷۰٬۹۱۰

معنی‌های انگلیسی
۱

wart

زگیل، گندمه، زگیل دار شدن، زگیل پیدا کردن

۲

verruca

زگیل، زگیل گوشتى، گندمه، برآمدگى

۳

lenticule

عدسک آبى، (پزشکى) کک مک، گندمه، خال هاى ریز متن عکس

۴

grain

دانه، جو، حبه، حبوبات، دان، تفاله حبوبات، یک گندم (مقیاس وزن) معادل 0.0648 گرم، خرده، ذره، رنگ، رگه، (مجازى) مشرب، خوى، حالت، بازو، شاخه، چنگال، دانه دانه کردن، جوانه زدن، دانه زدن، تراشیدن، پشم کندن، (در سنگ) رگه، طبقه

۵

polyp

(معنى مجازى، جانور شناسى) اختپوت (An octopus)، جنس مرجان آبى (Hydra) و شقایق نعمانى، (پزشکى) بواسیر لحمى، پلیپ

۶

growth

رشد، نمود، روش، افزایش، ترقى، پیشرفت، گوشت زیادى، تومور، چیز زائد، نتیجه، اثر، حاصل