فرهنگ آریان‌پور

گندله

#۱۷۰٬۸۷۵

معنی‌های انگلیسی
۱

ball

گلوله، گوى، توپ بازى، مجلس رقص، رقص، ایام خوش، گلوله کردن، گرهک

۲

node

گره، اشکال، دشوارى، برآمدگى، ورم، غده، منحنى

۳

roll

طومار، لوله، توپ (پارچه و غیره)، صورت، ثبت، فهرست، پیچیدن، چیز پیچیده، چرخش، گردش، غلتک، نورد، غلتاندن، غلت دادن، غل دادن، غلتک زدن، گرد کردن، به دوران انداختن، غلتیدن، غلت خوردن، گشتن، تراندن، تردادن، تلاطم داشتن

۴

tuft

دسته، طره، منگوله، ریشه پارچه، ته ریش، ریش بزى، کلاله، طره دار یا پرزدار کردن

۵

nodal

گرهى، واقع درنزدیک گره، عقده اى، گره اى

۶

dumpling

نوعى پودینگ که محتوى میوه پخته است

۷

conglomerate

اختلاط، کلوخه شده، گرد شدن، جوش سنگ