فرهنگ آریانپور
گندله
#۱۷۰٬۸۷۵
ball
گلوله، گوى، توپ بازى، مجلس رقص، رقص، ایام خوش، گلوله کردن، گرهک
node
گره، اشکال، دشوارى، برآمدگى، ورم، غده، منحنى
roll
طومار، لوله، توپ (پارچه و غیره)، صورت، ثبت، فهرست، پیچیدن، چیز پیچیده، چرخش، گردش، غلتک، نورد، غلتاندن، غلت دادن، غل دادن، غلتک زدن، گرد کردن، به دوران انداختن، غلتیدن، غلت خوردن، گشتن، تراندن، تردادن، تلاطم داشتن
tuft
دسته، طره، منگوله، ریشه پارچه، ته ریش، ریش بزى، کلاله، طره دار یا پرزدار کردن
nodal
گرهى، واقع درنزدیک گره، عقده اى، گره اى
dumpling
نوعى پودینگ که محتوى میوه پخته است
conglomerate
اختلاط، کلوخه شده، گرد شدن، جوش سنگ