فرهنگ آریان‌پور

اتش را درست‌ کردن

#۱٬۷۰۸

معنی‌های انگلیسی
۱

bank

بانک، کنار، لب، ساحل، ضرابخانه، روى هم انباشتن، در بانک گذاشتن، کپه کردن، بلند شدن (ابر یا دود) به طور متراکم، بانکدارى کردن