فرهنگ آریان‌پور

انتها

#۱۷٬۰۷۳

معنی‌های انگلیسی
۱

outrance

انتها، نهایت

۲

end

پایان، انتها، آخر، خاتمه، فرجام، سر، نوک، طرف، به پایان رساندن، تمام کردن، خاتمه دادن، خاتمه یافتن

۳

head

نوک، سر، کله، راس، عدد، ابتدا ى، انتها، دماغه، دهانه، رئیس، سالار، عنوان، موضوع، منتها درجه، موى سر، فهم، خط سر، فرق، سرصفحه، سرستون، سر درخت، اصلى، عمده، مهم سر گذاشتن به، داراى سر کردن، ریاست داشتن بر، رهبرى کردن، دربالا واقع شدن head ـ (58)

۴

ending

پایان، انتها، آخر، خاتمه، فرجام، سر، نوک، طرف، به پایان رساندن، تمام کردن، خاتمه دادن، خاتمه یافتن end

۵

supreme

عالى، اعلى، بزرگترین، منتهى، افضل، انتها

۶

terminal

نهایى، انتهایى، واقع در نوک، پایان، انتها، آخر خط راه آهن یا هواپیما، پایانه، پایانى

۷

extremity

نهایت، حدنهایى، انتها، سر، ته، مضیقه، شدت

۸

termination

پایان، پایان یابى، پایان دهى، خاتمه، انتها، فسخ، ختم

۹

tag end

آخرین قسمت، انتها

۱۰

tail end

قسمت انتهایى، قسمت نهایى، انتها، دنباله

۱۱

last

بازپسین، پسین، آخر، آخرین، اخیر، نهانى، قطعى، دوام داشتن، دوام کردن، طول کشیدن، به درازا کشیدن، پایستن

۱۲

tail

دم، دنباله، عقب، تعقیب کردن

۱۳

close

به دقت

۱۴

windup

عمل بستن، پایان

۱۵

tailing

دم، دنباله، عقب، تعقیب کردن tail

۱۶

closure

خاتمه، راى کفایت مذاکرات، عمل محصور شدن، دریچه، درب بطرى و غیره، دربستن، بستار، بسته شدن

۱۷

extreme

بشدت، بافراط