انتها
#۱۷٬۰۷۳
outrance
انتها، نهایت
end
پایان، انتها، آخر، خاتمه، فرجام، سر، نوک، طرف، به پایان رساندن، تمام کردن، خاتمه دادن، خاتمه یافتن
head
نوک، سر، کله، راس، عدد، ابتدا ى، انتها، دماغه، دهانه، رئیس، سالار، عنوان، موضوع، منتها درجه، موى سر، فهم، خط سر، فرق، سرصفحه، سرستون، سر درخت، اصلى، عمده، مهم سر گذاشتن به، داراى سر کردن، ریاست داشتن بر، رهبرى کردن، دربالا واقع شدن head ـ (58)
ending
پایان، انتها، آخر، خاتمه، فرجام، سر، نوک، طرف، به پایان رساندن، تمام کردن، خاتمه دادن، خاتمه یافتن end
supreme
عالى، اعلى، بزرگترین، منتهى، افضل، انتها
terminal
نهایى، انتهایى، واقع در نوک، پایان، انتها، آخر خط راه آهن یا هواپیما، پایانه، پایانى
extremity
نهایت، حدنهایى، انتها، سر، ته، مضیقه، شدت
termination
پایان، پایان یابى، پایان دهى، خاتمه، انتها، فسخ، ختم
tag end
آخرین قسمت، انتها
tail end
قسمت انتهایى، قسمت نهایى، انتها، دنباله
last
بازپسین، پسین، آخر، آخرین، اخیر، نهانى، قطعى، دوام داشتن، دوام کردن، طول کشیدن، به درازا کشیدن، پایستن
tail
دم، دنباله، عقب، تعقیب کردن
close
به دقت
windup
عمل بستن، پایان
tailing
دم، دنباله، عقب، تعقیب کردن tail
closure
خاتمه، راى کفایت مذاکرات، عمل محصور شدن، دریچه، درب بطرى و غیره، دربستن، بستار، بسته شدن
extreme
بشدت، بافراط