گناه
#۱۷۰٬۶۹۶
sin
گناه، معصیت، عصیان، خطا، بزه، گناه ورزیدن، معصیت کردن، خطا کردن
vice
گناه، فساد، فسق و فجور، عادت یا خوى همیشگى، عیب، نفص، بدى، خبث
blame
مقصر دانستن، عیب جویى کردن از، سرزنش کردن، ملامت کردن، انتقاد کردن، گله کردن، لکه دار کردن، اشتباه، گناه، سرزنش
crime
جنایت، گناه، جرم، تقصیر، تبه کارى، بزه
fault
کاستى، تقصیر، گناه، عیب، نقص، خطا، اشتباه، شکست زمین، چینه، گسله، تقصیر کردن، مقصر دانستن
guilt
تقصیر، بزه، گناه، جرم
sinful
عاصى، گناهکار
delict
خلاف، گناه، جرم
misdeed
بدکردارى، خلاف، بزه، جرم، گناه، بد رفتارى، سوء عمل
offense
(offence =) ـ گناه، تقصیر، حمله، یورش، هجوم، اهانت، توهین، دلخورى، رنجش، تجاوز، قانون شکنى، بزه
misdemeanour
(misdemeanor =) ـ گناه، بزه، تخطى از قانون
transgression
سرپیچى، تخلف، تجاوز، خطا، گناه، فراروى
evil
بد، زیان آور، مضر، شریرانه، بدى، زیان
error
لغزش، اشتباه، غلط، سهو، خطا، عقیده نادرست، تقصیر error ـ (46)
conviction
محکومیت، مجرمیت، مجاب کردن، ایمان، متقاعد کردن
immorality
بد اخلاقى، فساد