فرهنگ آریان‌پور

گمشده

#۱۷۰٬۶۸۳

معنی‌های انگلیسی
۱

lorn

گمشده، از دست رفته، بربادرفته، نابود شده، متروک، نومید

۲

lost

(گذشته و اسم مفعول فعل lose) گمشده، از دست رفته، ضایع، زیان دیده، شکست خورده گمراه، منحرف، مفقود

۳

gone

(past: went ; past participle: gone) ـ رفتن، روانه ساختن، رهسپار شدن، عزیمت کردن، گذشتن، عبور کردن، کار کردن، گشتن، رواج داشتن، تمام شدن، راه رفتن، نابود شدن، روى دادن، بر آن بودن، درصدد بودن، راهى شدن go

۴

missing

از دست دادن، احساس فقدان چیزى را کردن، گم کردن، خطا کردن، نداشتن، فاقد بودن دوشیزه miss