فرهنگ آریان‌پور

انتگرال گیر

#۱۷٬۰۶۱

معنی‌های انگلیسی
۱

integrator

انتگرال گیر، ایجاد کننده ائتلاف یا انضمام

۲

integrating

تمام کردن، کامل کردن، درست کردن، یکى کردن، تابعه اولیه چیزى را گرفتن، اختلاط