فرهنگ آریان‌پور

گلی‌ کردن

#۱۷۰٬۵۵۸

معنی‌های انگلیسی
۱

muddy

گل آلود، پر از گل، تیره، گلى، گلى کردن

۲

soil

خاک، کثیف کردن، لکه دار کردن، چرک شدن، زمین، کشور، سرزمین، مملکت پوشاندن با خاک، خاکى کردن

۳

track

شیار، لبه، باریکه، پیگردى کردن، رد پا، اثر، خط آهن، جاده، راه، نشان، مسابقه دویدن، تسلسل، توالى، رد پا را گرفتن، پى کردن، دنبال کردن

۴

smudge

لکه، لک، لک کردن، ایجاد دود براى دفع حشرات، سیاه شدن

۵

besmirch

لکه دار کردن