فرهنگ آریان‌پور

گلویی

#۱۷۰٬۵۵۰

معنی‌های انگلیسی
۱

gular

گلویى، وابسته به مرى، نایى

۲

guttural

گلویى، ناشى از گلو، حرف گلویى

۳

choke

خفه کردن، بستن، مسدود کردن، انسداد، اختناق، دریچه، ساسات (ماشین)

۴

throaty

داراى گلوى بزرگ، داراى صداى گرفته و خشن

۵

throttle

گلو، دریچه کنترل بخار یا بنزین، خفه کردن، گلو را فشردن، جلو را گرفتن، جریان بنزین را کنترل کردن

۶

pharyngeal

وابسته به حلق یا گلو، حلقى