فرهنگ آریان‌پور

گلوله باران‌ کردن

#۱۷۰٬۵۰۲

معنی‌های انگلیسی
۱

shell

پوست، قشر، صدف حلزون، کاسه یا لاک محافظ جانور (مثل کاسه لاک پشت)، عامل محافظ حفاظ، جلد، پوست فندق و غیره، کالبد، بدنه ساختمان، گلوله توپ، پوکه فشنگ، قشر زمین، سبوس گیرى کردن، پوست کندن از، مغز میوه را درآوردن (از پوست) ـ

۲

barrage

سدبندى، رگبار گلوله، به طور مسلسل بیرون دادن

۳

cannonade

به توپ بستن، توپ اندازى، غریو