فرهنگ آریان‌پور

گلوگاه

#۱۷۰٬۴۸۸

معنی‌های انگلیسی
۱

gorge

گلو، حلق، دره تنگ، گلوگاه، آبکند، شکم، گدار، پر خوردن، زیاد تپاندن، با حرص و ولع خوردن، پر خورى کردن، پر خورى

۲

pharynx

(کالبد شکافى) حلق، گلوگاه، حلقوم، گلو ترافیک‌

۳

throat

گلو، ناى، دهانه، (مجازى) صدا، دهان، از گلو ادا کردن

۴

bottleneck

تنگنا، تنگه، راه خیلى باریک، تنگراه