فرهنگ آریان‌پور

گلو را فشردن

#۱۷۰٬۴۶۰

معنی‌های انگلیسی
۱

throttle

گلو، دریچه کنترل بخار یا بنزین، خفه کردن، گلو را فشردن، جلو را گرفتن، جریان بنزین را کنترل کردن

۲

strangulate

خفه کردن، خفقان ایجاد کردن، گلو را فشردن