فرهنگ آریانپور
گلو
#۱۷۰٬۴۴۵
gula
گلو
gorge
گلو، حلق، دره تنگ، گلوگاه، آبکند، شکم، گدار، پر خوردن، زیاد تپاندن، با حرص و ولع خوردن، پر خورى کردن، پر خورى
throat
گلو، ناى، دهانه، (مجازى) صدا، دهان، از گلو ادا کردن
lane
کوچه، راه باریک، گلو، ناى، راه دریایى، مسیر که با خط کشى مشخص مى شود، خط سیر هوایى، کوچه ساختن، منشعب کردن
gullet
ناى، گلو، مرى، آبگذر، مجرا، کانال
fauces
(کالبد شکافى) حلق، گلو
pharynx
(کالبد شکافى) حلق، گلوگاه، حلقوم، گلو
weasand
(weazand =) ـ گلو، حلق، قصبه الریه، ناى
weazand
(weasand =) ـ گلو، حلق، قصبه الریه، ناى
swallow
پرستو، چلچله، مرى، عمل بلع، فورت دادن، فرو بردن، بلعیدن