فرهنگ آریان‌پور

گله

#۱۷۰٬۴۱۰

معنی‌های انگلیسی
۱

herd

رمه، گله، گروه، جمعیت، گرد آمدن، جمع شدن، متحد کردن

۲

covey

یک دسته کبک، دسته، گروه، گله

۳

flock

رمه، گله، گروه، جمعیت، دسته پرندگان، به صورت گله و رمه در آمدن، گرد آمدن، جمع شدن، ازدحام کردن

۴

gripe

شکایت، شکوه کردن، نق نق زدن، گله کردن، گله، محکم گرفتن، با مشت گرفتن، آزردن، فهمیدن، گیر، گرفتن، چنگ، تسلط، مهارت، درد سخت، تشنج موضعى، قولنج

۵

groan

ناله، فریاد، گله، شکایت، ناله کردن، نالیدن

۶

discontent

نارضایتى، ناخشنودى، گله، شکایت، ناخشنود کردن

۷

kick

لگدزدن، با پا زدن، لگد، (در تفنگ) پس زنى، (مشروب) تندى

۸

knot

گره، برکمدگى، دژپیه، غده، چیز سفت یا غلنبه، مشکل، عقده، واحد سرعت دریایى معادل 6076.10 فوت در ساعت، گره زدن، به هم پیوستن، گیر انداختن، گره خوردن، منگوله دار کردن، گره دریایى

۹

pack

بسته، بقچه، بسته کردن، کوله پشتى، دسته، گروه، یک بسته (مثل بسته سیگار و غیره)، یکدست ورق بازى، بسته بندى کردن، قرار دادن، توده کردن، به زور چپاندن، بار کردن، بردن، فرستادن واژه هاى شامل

۱۰

drove

(past: drove ; past participle: driven) ـ راندن، بردن، عقب نشاندن، سوارى کردن، کوبیدن (میخ و غیره)، تحریک کردن drive

۱۱

bitch

سگ ماده، زن هرزه، شکایت کردن، قر زدن

۱۲

clutch

کلاج، چنگ، چنگال، کلاج (اتومبیل)، وضع دشوار، چنگ زدن، محکم گرفتن

۱۳

corner

گوشه، نبش، کنج، گوشه دار کردن، گوشه گذاشتن به

۱۴

grouse

(rumble , complain =) ـ (جانور شناسى) با قرقره، نوعى رنگ قهوه اى

۱۵

complaint

شکایت، دادخواهى

۱۶

grievance

شکایت