فرهنگ آریان‌پور

گلرنگ

#۱۷۰٬۳۵۷

معنی‌های انگلیسی
۱

red

قرمز، سرخ، خونین، انقلابى، کمونیست red rosecolored

۲

rose

(past: rose ; past participle: risen) ـ برخاستن، ترقى کردن، ترقى خیز، طالع شدن، بلند شدن، از خواب برخاستن، طغیان کردن، بالا آمدن، طلوع کردن، سربالا رفتن، صعود کردن، ناشى شدن از، سر زدن، قیام، برخاست، صعود، طلوع، سربالایى، پیشرفت، ترقى، خیز rise

۳

safflower

(گیاه شناسى) کافشه، کافیشه، گاجره، گل رنگ