فرهنگ آریان‌پور

گلدوزی کردن

#۱۷۰٬۳۵۳

معنی‌های انگلیسی
۱

sprig

شاخه کوچک، ترکه، بوته، میخ کوچک بى سر، نوباوه، جوانک، گلدوزى کردن، به شکل شاخ و برگ در آوردن

۲

broider

قلابدوزى کردن، گلدوزى کردن، ملیله دوزى کردن

۳

embroider

قلاب دوزى کردن، گلدوزى کردن، برودره دوزى، آراستن