فرهنگ آریان‌پور

گلچین کردن

#۱۷۰٬۳۱۴

معنی‌های انگلیسی
۱

cull

گلچین کردن، جمع آورى کردن

۲

tab

جدول بندى، زائده، صورت حساب، هزینه، برگ، باریکه، حساب، شمارش، باریکه دادن به، نوار زدن به، نشان دار کردن، گلچین کردن

۳

pluck

شهامت، شجاعت، تصمیم، دل و جرات، انقباض، کندن، چیدن، کشیدن، به صدا درآوردن، گلچین کردن، لخت کردن، ناگهان کشیدن

۴

excerpt

برگزیدن و جدا کردن، گلچین کردن، قطعه ى منتخب