فرهنگ آریان‌پور

گل میخ

#۱۷۰٬۱۸۷

معنی‌های انگلیسی
۱

stud

گل میخ، قپه، دکمه سردست، دسته، اسب تخمى، حیوانى که براى اصلاح نژاد نگهدارى مى شود، داربست، میخ زدن، نشاندن، آراستن، مرصع کردن، پر کردن

۲

hobnail

گل میخ، میخ سرپهن، دهاتى، روستایى

۳

nail

ناخن، سم، چنگال، چنگ، میخ، میخ سرپهن، گل میخ، با میخ کوبیدن، با میخ الصاق کردن، به دام انداختن، قاپیدن، زدن، کوبیدن، گرفتن

۴

spile

میخ چوبى، میخچه، گل میخ، توپى، با میخ چوبى مسدود کردن، بستن، سوراخ گیرى

۵

doornail

میخ سرگنده، گل میخ

۶

peg

میخ، میخ چوبى، چنگک، عذر، بهانه، میخ زدن، میخکوب کردن محکم کردن، زحمت کشیدن، کوشش کردن، درجه، دندانه، پا (pegged) دربالا پهن و در پایین نازک (شبیه میخ) ـ

۷

cleat

میخ ته کفش هاى ورزشى، گوه، گیره، با گوه و گیره محکم کردن