فرهنگ آریانپور
گل میخ
#۱۷۰٬۱۸۷
stud
گل میخ، قپه، دکمه سردست، دسته، اسب تخمى، حیوانى که براى اصلاح نژاد نگهدارى مى شود، داربست، میخ زدن، نشاندن، آراستن، مرصع کردن، پر کردن
hobnail
گل میخ، میخ سرپهن، دهاتى، روستایى
nail
ناخن، سم، چنگال، چنگ، میخ، میخ سرپهن، گل میخ، با میخ کوبیدن، با میخ الصاق کردن، به دام انداختن، قاپیدن، زدن، کوبیدن، گرفتن
spile
میخ چوبى، میخچه، گل میخ، توپى، با میخ چوبى مسدود کردن، بستن، سوراخ گیرى
doornail
میخ سرگنده، گل میخ
peg
میخ، میخ چوبى، چنگک، عذر، بهانه، میخ زدن، میخکوب کردن محکم کردن، زحمت کشیدن، کوشش کردن، درجه، دندانه، پا (pegged) دربالا پهن و در پایین نازک (شبیه میخ) ـ
cleat
میخ ته کفش هاى ورزشى، گوه، گیره، با گوه و گیره محکم کردن