فرهنگ آریان‌پور

گل‌ کردن

#۱۷۰٬۱۴۵

معنی‌های انگلیسی
۱

flower

گل، شکوفه، درخت گل، (مجازى) سر، نخبه، گل کردن، شکوفه دادن، گلکارى کردن

۲

thrive

(past: thrived, throve ; past participle: thrived, thriven) ـ پیشرفت کردن، رونق یافتن، کامیاب شدن

۳

blossom

شکوفه، گل، میوه، گل دادن، داراى طراوت جوانى شدن